تبلیغات
لحظه های فیروزه ای

و زینب باز تنها شد (دلنوشته ی سیمای نازنینم)

http://s2.picofile.com/file/7985995478/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA_zohor313yar_blogfa_com_7_.gif

سلام

عزاداری هاتون قبول

امیدوارم در لحظه های بارانی اشک و دعا به یاد لحظه های فیروزه ای هم باشید.

محرم که می شود...

دل خیلی ها وسعت می گیرد ، بی نهایت می شود

به بهانه ی غم بی نهایت حسین (ع)

ای کاش دلمان همیشه عظیم بماند.


محرم دل سیمای مرا  هم دگرگون کرد.

دست به قلم برد و آنچه در دل کوچکش بود بر سپیدی کاغذ جاری ساخت تا قطره ای

از ارادت خود را تقدیم عاشورا و شهدایش کند که نامشان تا همیشه ی تاریخ ماندگارست.

آنچه از دل برآید، لاجرم بردل نشیند

امیدوارم برای شما هم دلنشین باشد.


غمی سنـــگین دل خورشید را پر کرد

و حتی ابر هم خون گـــــــریه می کرد

نگاه نخل ها اندوه و  ماتم داشت

زمین غم داشت


کنار دجـــــــله و مَشک و سپاهِ سرخ

وَ شــــرم آب از لب های خشکِ کــــودکی بی تاب


دوباره چـــشم ها بارید و  صحـــــــرا مثل دریا شد

مادران اندوهگین و خسته، تنها 

قلبشان اما شبیه کوه محـــکم


و ناگه ظــــــهر آن روز پر از آشوب و بیداد

خیمـــــه ها را شعله بلعید

شمــــر بی شرمانه خندید


و نام خوب آقا روی خاک کربلا حک شد

تمام نیزه ها یکباره رقصیدند

چه غمگینانه مرگ کودکان تشنه را دیدند

و زینب باز تنهـــــا شد...


http://s2.picofile.com/file/7986007525/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA_zohor313yar_blogfa_com_23_.gif

تاریخ ارسال : جمعه 24 آبان 1392 01:35 ق.ظ | نویسنده : •*لبخند بهـــــــــار*•

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.