تبلیغات
لحظه های فیروزه ای

یلدایی بی تو...

نبودنت بادام تلخی است

که طعم گسش را هرگز از یاد نخواهم برد.

و چین دستها و پیشانیت  شاید زیباترین نقشی 

که هنوز گوشه و کنار ذهن آشفته ام را قلقلک می دهد.

هنوز  بعد از این همه سال خوابیدنت به یادت می افتم

موهای بافته بر روی شانه ات را

چارقد گلدارت

و انار شیرین لبخندت را که با تمام چشمانم می بلعیدم

آغوشت،  وای چه آرامم می کرد

و من مبهوت مهربانی ات...

 


چه زود گذشت لحظه هایی که هزار و یک شب می گفتی و چال چانه ات می لرزید...

من همه گوش می شدم

و همه چشم  تا مبادا دمی نگاهت را از من بگیری.

 

 

چندین یلدا بی تو بودم

و بی تو بودیم و سایه ی دلخوشی های بچه گانه ام رفت

و هیچ یلدایی سپید نبود

انگار تو که رفتی برف هم با تو کوله بارش را بست و رفت

 


کاش وقتی خوابیدی نگاهم می کردی

تا شاید قلبم از یاد نمی برد قصه ای را که هرشب برایم می خواندی

بی تو حتی حوصله ی یلدا را هم ندارم...


معصومه یغما




تاریخ ارسال : جمعه 29 آذر 1392 09:54 ب.ظ | نویسنده : •*لبخند بهـــــــــار*•

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : دوشنبه 16 دی 1392 06:07 ب.ظ
سلام وبلاگتون رو خیلی دوست دارم عالییییه اگه میشه به وبلاگ من هم سر بزن. ممنونم
سلام
چشـــــــــــــــــــــم
حتما بهتون سر میزنم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : شنبه 14 دی 1392 11:23 ب.ظ
سلام مثل همیشه زیبا وخیلی دلنشین بود من هم تغییرات جدید وهم تولد وبتونو تبریک می گم چند بار براتون پیام گذاشتم اما ارسال نا موفق بود سیما جون را ببوسید
سلام
شما؟
چرا بدون اسم و آدرس؟

•*لبخند بهـــــــــار*•

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.