تبلیغات
لحظه های فیروزه ای

که دنیام با دو تا "با" ...

که دنیـــام با دو تا "با" میشه بابا

که بی بابام پوچــــــــــه کل دنیا


 نگاه مهربونش غـــــــــرق بارون
                                           
 موهاش برفی تر از اوج زمستون


همون که بالش نرمش تفنگ و ...

تو ذهن و خاطراتش بنگ بنگ و...


  هــمون که تو سرش خیلی خیاله

  مــحاله زندگی بی اون... محاله...


تو قــلبش غصه بی اندازه داره

  تو مشتش کلــی درد تازه داره...


◼ ◼ ◼ ◼ ◼ ◼


یهــــو آذر اومــــد، پاییزو رو کــــــرد

هـــــمه دنیای مـــــا رو زیرو رو کرد


درخــــت توت حالش مثـــــل ما شد

اونـــــم آغــــوشش از برگا جدا شد


هــــوا افسرده شد، ابرا رو هی کرد

یباره هــر چی بارون داشت، قی کرد


دیگه از قلب بابام غصــــــــه ها رفت

همـــه درداش از یادش یجـــــا رفت...


در و دیوار خــــــونه غــــــرق غم شد

دو تا "با" از تن دنیــــــام کــــــــم شد


که دنیـــــــام با دو تا "با" بود دنیـــــــا

که بی بابام پوچـــــــــــه کل دنیـــــــا


"معصومه یغما"


تاریخ ارسال : جمعه 17 بهمن 1393 03:35 ب.ظ | نویسنده : •*لبخند بهـــــــــار*•

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 12 اردیبهشت 1394 08:31 ق.ظ
: علت بکار بردن لفظ یاعلی هنگام خداحافظی:

از پیغمبر سئوال شد:

یارسول الله،ما وقتی صحبتمون، حرفمون با یکی تموم میشه،
پایان کلاممون، او را به خدا
می سپاریم، به بیان پارسی
می گوییم:
خداحافظ و به زبان عربی
می گوییم:
فی امان الله
اگر بدون خداحافظی کردن،
در وسط سخن گفتن از او جدا بشیم، نوعی بی ادبی می پنداریم.
شما وقتی در معراج با خدا هم صحبت شدید ، پایان جمله که نمی توانستید به ذات خدا عرضه بدارید:تو را به خدا می سپارم!
آخرین جمله ی رد و بدل شده ، بین شما و خدا چه بود؟
حضرت فرمودند:
پایان صحبت،
خداوند سبحان به من گفت: "یاعلی"
من نیز به خدای خود " یا علی"
گفتم.
این آخرین جمله بین من و ذات مقدس خدا بود.
یاعلییییییییییی
خدمت شیعیان مرتضی علی (ع)

منبع:کتاب سخن خدا ص٧١ - آدمیزاد.
پدر کانون مهروعشق و امداد.
پدر مشگل گشای خانواده.
پدر یک قهرمان فوق العاده.
پدر سرخ میکند صورت به سیلی.
رخ فرزند نگرددزردو نیلی.
پدر لطف خدا روی زمین است.
همیشه لایق صد آفرین است.
خوشا آنان پدر در خانه دارند.
درون خانه یک پروانه دارند.
برای شادی روح پدرانی که بینمون نیستندصلوات و فاتحه ای بفرستیم.

تاریخ ارسال : چهارشنبه 26 فروردین 1394 10:46 ق.ظ
درخور مستی ما رطل و خم و ساغر نیست
ما از آن باده کشانیم که دریا زده ایم
تاریخ ارسال : چهارشنبه 19 فروردین 1394 10:44 ب.ظ
میلاد با سعادت مادر ائمه بر تمامی مادران خوب و زنان خوب گرامی باد

روز ت مبارك ان شاء الله در سایه حق پاینده باشی

درود خدا بر شما همكار گرامی
http://www.axgig.com/images/69432489296251469993.jpg
تاریخ ارسال : شنبه 15 فروردین 1394 03:14 ب.ظ
سلام
خواهشمندم وب بنده رو ثبت بفرمایید
ممنون
یاعلی
تاریخ ارسال : پنجشنبه 28 اسفند 1393 03:54 ب.ظ
خیلی خیلی زیبا بود معصومه جان اشکمو در آوردی
زندگیت همیشه بهاری وبهارت سرسبز
تاریخ ارسال : یکشنبه 17 اسفند 1393 09:18 ق.ظ
سلام
به به
خیلی خیلی خوشحال شدم که دیدم یه پست گذاشتی...
دیگه زود زود بیا برای همه دوستدارانت مطالب جدید بزار که همه افسرده شدیم بخدا
بخصوص اونایی که ذوق شعر دارن و میخوان همراهی کنن و تفسیر و...
دیگه نوبت باشه باید اول حال و هوای سیما جان را عوض کنی - بعد آقا محمود...بعد این همه مشتاق دیدارارت که هر روز میان سر میزنن و با نا امیدی پنجره وبلاگت را می بندند... امیدوارم همیشه پنجره و بلاگت برای همه روشن و باز باشه .... دیگه باید پنجره غم را بست و نزدیک عیده و یه خونه تکونی ناب از دلت بکنی و که گرد وغبار غم از خونه همون بره و یک پنجره را باز کنی که صدای شادی ات مثل جیک جیک گنجشکهای کوچولو یه حس زندگی خوب بده ....
باور کن با این غیبت بزرگت همه ما را یه جوری تحت تاثیر قرار دادی و افسرده حالا همنطوری که حال همه را خراب کردی باید خودت حال همه را سرجا بیاری مثل روز اول وگرنه با همکاری همه دوستای وبلاگی یه شکایت حقوق بشری برایت تنظیم میکنیم...
دیگه خو دانی؟؟؟؟؟
حالا بسم الله...

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 15 اسفند 1393 08:31 ب.ظ
-✿✿-✿✿-✿✿-✿✿-✿✿------✿✿-✿✿-✿✿-✿✿-✿✿
___-✿✿-✿----------------------✿✿-✿----------------------------✿✿-✿
__✿✿-✿✿--------------سلامی به لطافت عشق--------------------✿✿-✿
_✿✿-✿----------پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است----------✿✿-✿
--✿✿-✿-----------------------------------------------------------------------✿✿-✿
✿✿-✿--به نام دوست که زندگی و زیبایی لایق اوست----------------✿✿-✿
-✿✿-✿-----بی شک مرگ پایان کبوتر نیست-----------------------------✿✿-✿
✿✿-✿----------در اوج نیاز و بی نیازی هیچگاه خدا رو از یاد مبر-------✿✿-✿
✿✿-✿--او در همه لحظه ها در کنار توست کافیست صدایش بزنی-✿✿-✿
_✿✿-✿-------------اوست که به هر چیزی حس بودن می بخشد--
__✿✿-✿------------------اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ -------✿✿-✿
____✿✿-✿------------------سکوتم سرشار ز فریاد است--------✿✿-✿
______-✿✿-✿-----------------سرشار ز شکر و سپاس-------✿✿-✿
_________✿✿-✿------به کلبه تنهای هام سر بزن------✿✿-✿
_________✿✿-✿✿✿-✿-----لبت خندون، دلت شاد---✿✿-✿✿
____________✿✿-✿---------زندگی به کام-----✿✿-✿
________________✿✿-✿-دلت سر شار از-✿✿-✿
___________________✿✿-عشق به خدا✿✿-✿
______________________✿✿-✿✿✿-✿
_______________________✿✿-✿✿

تاریخ ارسال : جمعه 15 اسفند 1393 08:31 ب.ظ
سلام عزیزم
شعر بسیار زیبایی بود
ممنون از طبع لطیفت
سلام عزیزم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 15 اسفند 1393 08:34 ق.ظ
کاش روزی بنویسندبه دیواربقیع
کارگران مشغولند، کاراحداث ضریح
کاش روزی بنویسندبه دیواربقیع
چندروزی مانده به اتمام ضریح
کاش روزی بنویسندبه دیواربقیع
مهدی فاطمه آیدبه تماشای ضریح
کاش روزی بنویسندبه دیواربقیع
عیدامسال،نماز،صحن بقیع
کاش روزی بنویسندبه دیواربقیع
فلش راهنما،مرقدزهرای شفیع

▂▃▅▆ عطرسخن ▆▅▃▂

دلم به یاد مدینه بهانه می گیرد

سراغ باغ گلی را شبانه می گیرد

چه حکمت است که چون نام فاطمه آید

برای گریه دل من بهانه می گیرد؟
تاریخ ارسال : پنجشنبه 14 اسفند 1393 04:55 ب.ظ
سلام

تو ماهی و من ، ماهی این برکه ی کاشی..
اندوه بزرگی ست ، زمانی که نباشی!
آه از نفس پاک تو و ، صبح نشابور
از چشم تو و ، حجره ی فیروزه تراشی..
پلکی بزن ای ، مخزن اسرار ، که هر بار
فیروزه و یاقوت ، به آفاق بپاشی!
ای باد سبک سار! ، مرا بگذر و بگذار!
هشدار! ، که آرامش ما را ، نخراشی..
هرگز به تو دستم نرسد ، ماه بلندم!
اندوه بزرگی ست ، چه باشی.. چه نباشی.
تاریخ ارسال : پنجشنبه 7 اسفند 1393 03:25 ب.ظ
خدایـــــــــــــا؛

بابت هر شبی که بی شُکر سر بر بالین گذاشتم؛

بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛

بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛

بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛

بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛
مرا ببخش!

تاریخ ارسال : پنجشنبه 7 اسفند 1393 03:23 ب.ظ
دلـــت کـه گـرفــت ،

دیگر مـنـتِ زمیـــن را نــکـش !

راهِ آسمـان بـاز است ...

پر بکش !

او همیشه آغوشش باز است ،

نگفته تو را می خواند ...

تاریخ ارسال : پنجشنبه 7 اسفند 1393 03:22 ب.ظ
خدایا! دستت که در دست من باشد

هیچ کس مرا دست کم نمی گیرد!
سلام نازنین
تاریخ ارسال : پنجشنبه 7 اسفند 1393 03:20 ب.ظ
نسیم، دانه از دوش مورچه انداخت؛
مورچه، دانه را دوباره بر دوشش گرفت و رو به خدا گفت :
گاهی یادم می رود که، هستی؛
کاش بیشتر نسیم بوزد …
سلام عزیزم
حالت خوبه؟
تاریخ ارسال : چهارشنبه 6 اسفند 1393 11:25 ق.ظ
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

تاریخ ارسال : سه شنبه 5 اسفند 1393 10:10 ب.ظ
سلام عزیزم
دلمون برا نوشته های قشنگت تنگ شده . هنوز نوبت عاشقی توی نوشته های زیبا نرسیده .بهار داره میرسه پاییز خزون تموم شده . گل قلب مامان مهربونت منتظر شکفتن گل های لبخند شما هاست .پاشو سیما جون و همسرتون .مهتاب و بقیه ی اعضای خانواده منتظر زندگی شاد تو هستند بسم الله
تاریخ ارسال : سه شنبه 28 بهمن 1393 06:12 ب.ظ
خدا تمام باباهای دنیا را به دیدار خدا رفته اند مورد غفران خود قرار دهد و باباهایی كه زنده اند سالم و پاینده مورد لطف خود قرار دهد تا سالیان سال در سایه رحمت خدای رحمان در خدمت خانواده باشد انشاءالله
درود خدای منان بر روح گذشتگان

سلام و دورد حق بر شما
تاریخ ارسال : پنجشنبه 23 بهمن 1393 12:46 ب.ظ
سلام
خیلی قشنگ بود

تاریخ ارسال : چهارشنبه 22 بهمن 1393 11:23 ب.ظ

‿︵❀‿︵❀ صحــــــ♥ــیفه نـــــ♥ـور ‿︵❀‿︵❀

سلام

آدم هایی هستند در زندگی تان؛
نمی گویم خوبند یا بد...
چگالی وجودشان بالاست...
افکار،
حرف زدن،
رفتار،
محبت داشتنشان
و هر جزئی از وجودشان امضادار است...
یادت نمی رود "هستن هایشان را"
بس که حضورشان پررنگ است.
ردپا حک می کنند اینها، روی دل و جانت
بس که بلدند " باشند"...
این آدم ها را باید قدر بدانی

قیصر امین پور

‿︵❀‿︵❀ صحــــــ♥ــیفه نـــــ♥ـور ‿︵❀‿︵❀


تاریخ ارسال : چهارشنبه 22 بهمن 1393 09:59 ب.ظ
سلام
هم چون دنیای بیرون، در درون تو نیز خورشیدی هست
خورشید بیرون طلوع و غروب می کند اما خورشید تو همیشه هست
هرگز طلوع نمی کند. هرگز غروب نمی کند. همیشگی است
اما تو تا زمانی که از نور درون و سرچشمه ی آن آگاه نشوی
در تاریکی به سر خواهی برد ...

تاریخ ارسال : چهارشنبه 22 بهمن 1393 09:05 ب.ظ
سلام آبجی معصوم
خوبی عزیزم
آبجی هربار میام شعرتو میخونم عکس بابا رو میبنم قلبم درد میگیره اشکم میاد
خوب اومدی به قول ما کتولی ها حالیزم بستی و رفتی .خوب بیا بمون دیگه
خوب شاید شما بیای استاد همصدای بی وفا هم بیاد شعر تفسیر کنه دلم برای تفسیر شعر تنگید
انشاء ا... وایبر و واتس آپ هاااا هنگلینگ بشن تا اینقدر وبلاگ بلا زده رو جز جگر ندن
از هر چی و بدم میاد .چون دلم برای شعرهای آبجی معصوم و تفسیرهای استاد همصدا تنگ شد
تاریخ ارسال : چهارشنبه 22 بهمن 1393 04:08 ب.ظ
سلام خوبی چطورین
نیستین کجاین
سر نمیزنید
اپم
خوشحال میشم بیاین؟
فقط زوددددددددددددددددددددددد










خیلی جالب بود
تاریخ ارسال : چهارشنبه 22 بهمن 1393 01:17 ب.ظ
روزگارا…!

که چنین سخت به من میگیری

باخبر باش که پژمردن من آسان نیست

گرچه دلگیرتر از دیروزم

گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند

اما باور دارم دل خوشی ها کم نیست

زندگی باید کرد ...


تاریخ ارسال : چهارشنبه 22 بهمن 1393 01:17 ب.ظ
سلام عزیزم
خوشحالم که برگشتی

تاریخ ارسال : چهارشنبه 22 بهمن 1393 01:16 ب.ظ
بزن باران بهاری کن فضا را
بزن باران و تر کن قصه ها را
بزن باران که از عهد اساطیر
کسی خواب زمین را کرده تعبیر
بشارت داده این آغاز راه است
نباریدن دلیل یک گناه است
بزن باران به سقف دل که خون است
کمی آنسوتر از مرز جنون است
بزن باران که گویی در کویرم
به زنجیر سکوت خود اسیرم
بزن باران سکوتم را به هم زن
و فردا را به کام ما رقم زن
بزن باران به شعرم تا نمیرد
در آغوش طبیعت جان بگیرد
بزن باران، بزن بر پیکر شب
بر ایمانی که می سوزد در این تب
به روی شانه های خسته ی درد
به فصل واژه های تلخ این مرد
بزن باران یقین دارم صبوری
و شاید قاصدی از فصل نوری


تاریخ ارسال : سه شنبه 21 بهمن 1393 11:59 ق.ظ
سلام عزیزم
دلم رو بردی بدون بهونه سمت مزار پدرم .خدا بیامرزدشون منم پاییزم زمستون شده بود پاییزی که ازش جدا شدم حالا شده هفته ای یه بار ملاقات من و بابا سرخاک سرد و بی روحش . اما یادم هست تمام لحظه های بودنش .
شعرت زیبا بود عزیزم به دلم نشست.خدا همه ی رفتگان رو بیامرزه
تاریخ ارسال : سه شنبه 21 بهمن 1393 11:35 ق.ظ
سلام خوب باشید .همیشه موفق باشید اسحاقی
تاریخ ارسال : یکشنبه 19 بهمن 1393 10:36 ب.ظ
سلام

باد می وزد …

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .


تاریخ ارسال : یکشنبه 19 بهمن 1393 10:30 ب.ظ
بیایید اینگونه باشیم.مثل دریا ..دریا دل
دریا ،هم موج و توفان دارد و هم آرامش و سکون.
گاهی خشم آلود و کف بر لب است
گاهی آرام و رام.
اما...وسعت و عمقش ،بی کرانگی و زلالی اش ،جها ن های پنهان در ژرفایش ،عظمت آن را نشان می دهد.
هزاران نهر و رود ،به دریا می ریزد و همه را می پذیرد.
هزاران نهنگ و کشتی و صخره را در خود جای می دهد و خم به ابرو نمی آورد.
دریا دلی انسان همان شرح صدر اوست.
تحملش نسبت به همه حرفها و نیش ها و طعنه ها ،صبوریش در برابر مشکلات و رنج ها.
ایستادگی اش در مقابل طوفان حوادث و موج مصیبت ها و سیل ناکامیها.


سلام عزیزم
خوبی؟
الهی سلامت وشاداب باشید.
ممنون از حضور قشنگتون!

تاریخ ارسال : یکشنبه 19 بهمن 1393 08:32 ب.ظ
سلام

دنیا همینه

صبورباش

عاقبت همه ی مادرگلیم

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30