تبلیغات
لحظه های فیروزه ای

الهی و ربّی...


چه زیباست صـــــدای اذان...

به لا اله الّا الله که می رسد، چیزی در دلم تکان می خورد...

یک اذان دیگر هم تمام شد...

و آیا من آنچه داشته ام، فرصت هـــایم را، غنیمت شمرده ام؟

امشب به وسعت تمام سکوتم حرف دارم، افســــوس که زمین، زمینگیرم کرده...

نمی دانم امشب اشک هایم توان آن را دارند که درد قدیمی و کهنه ی دلـــم را تسکین

دهند؟

نمی دانم چشمانم یاریــــم خواهند داد وقتی می گویم «بِکَ یا الله» ببارند و خاکستر

شرم را ازکویر گونه هایم بزدایند؟

چیزی بر دلم سنگینی می کند، بغضی سخت گلویم را می فشارد

 

آه! خدایا!

کی این سکوت سرد شب شکسته خواهد شد تا در "های های" گریه هایم شرمــسار

و خجالت زده بگویم:

«الغوث، الغوث، خلّـــــصنا منَ النّارِ یا رَب»

 

محبوب من!

امشب تمام اشتیـــاقم را در قطره قطره اشک هایم جمع کرده ام تا آنگاه که

فرشتــــگانت سرنوشتـــم را رقم میزنند، اشک هایم به دادم برســـند.

 

خوب من!

این شب ها عجیب عطــــر یاس های اجابت کوچه باغ پاییزی دلم را پر کــــرده...

 

مهربان بی همــــتای من!

می ترسم از خشمت و دلخوشم به رحمت و مهــــربانیت...

تو را سوگند به اســــم زیبایت، ببخش بر من تمام توبه های شکســــته ام را...

 

هستی بخش من!

امشب فراتر از تمام دلواپســــی هایم، بالاتر از همه ی دلتنگی هایم و تنهـــاتر از

دست های خالیـــم، پریشان حال و گناه آلود آمده ام تا ویران کنم منـــــم را...

می ترسم ای همـــدم تمام لحظه هایم، تا چشم هایم را بر هم گذارم سپیــده از راه

برسد و فرشتگانت اشک و آه، توبه و ناله و تسبیـــح و مناجاتم را با خود نبرده باشنـــد.

 

خدای من!

شبم را به صبح مــــرسان اگر سایه تاریک گناه همچنان بر سرم بود، خورشید را

بر من متــابان اگر اندوه را از لحظه لحظه ی روزگار عزیزانم نزدودی و روزیــم

و روزیشان را جز محبت و عشقــت قرار ندادی...



"معصومه یغما"

 

تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 تیر 1393 10:01 ب.ظ | نویسنده : •*لبخند بهـــــــــار*•

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 15 شهریور 1393 08:39 ق.ظ
ذیقعــده شد و بهار ایـــران آمد
در مشهد و قم دو گنج پنهان آمد
در روز یكم كریمه آل رسول
در یازدهم شاه خراسان آمد

میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک
تاریخ ارسال : شنبه 1 شهریور 1393 12:16 ق.ظ
سلام
با افتخار لینک شدید. با همین آدرس جدیدتون.
تاریخ ارسال : دوشنبه 27 مرداد 1393 08:22 ب.ظ





پروردگارا
بیشتر می جوئیم و کمتر می یابیم
وقتی تو را در نظر نداریم...




[گل


درود بر همکار خوبم جناب مرادی

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : دوشنبه 27 مرداد 1393 12:15 ق.ظ
سلام با نهایت تاسف وتاثر درگذشت پدر همكار گرامیمون سركار خانم گلچین مدیر وبلاگ بهاركودكی را به اطلاع دوستان واشنایان میرسانم.خواهشمند است با حضور خود در وبلاگ معلم روستا وقرائت فاتحه ای روح آن مرحوم را شاد وتسلی خاطر بازماندگان باشید

یاحق معلم روستا

تاریخ ارسال : یکشنبه 26 مرداد 1393 08:59 ق.ظ
سلام و خدا قوت به احساسات پاک و سر شار از معنویت مناجات شبانه

ما را در این مناجات های خالصانه خود یاد کن شاید به واسطه خلوص نیت شما ما هم مورد لطف و کرم ان مهربان قرار بگیریم
همه دعا هایت مستجاب
تاریخ ارسال : شنبه 25 مرداد 1393 01:05 ب.ظ
سلام خانمی خوبید
چرا نیستید؟ کجایید؟
از خانم گودرزی اطلاع داری
الان برام کامنت اومد تصادف کرده .
اگه شماره اش را دارید ما را هم بی خبر نگذارید
تاریخ ارسال : جمعه 24 مرداد 1393 12:44 ق.ظ
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
.;"(¸.•´ (¸.•` (`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´)
«`'•.¸.¤ ســــلام ، مهرتابان با انشایی ویژه منتظر حضور شماست¤.¸.•'´»
.:"(¸.•´ (¸.•` (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)
`'•.¸`'•.¸) ¸.•´
تاریخ ارسال : چهارشنبه 22 مرداد 1393 11:18 ق.ظ

╔♫╗────────╔═╦╗─♫╗╔╗─╔╗─♥──

محبت گوهر گرانبهایی است كه در برخی از قلبها روی آن خاكستر نشسته است.
این پوشش نازك و كوتاه را با تبسم بزدایید
تا گوهر گرانبهایی كه پنهان است، آشكار شود
و با درخشش خود، روح و قلب همگان را روشن سازد

.موریس مترلینگ

╔♫╗────────╔═╦╗─♫╗╔╗─╔╗─♥──


سلام معصومه مهربونم.
روز به خیر.
شادی نشاط و سلامتی همواره همراهت باد


تاریخ ارسال : دوشنبه 20 مرداد 1393 08:20 ب.ظ
چهار راه برای رسیدن به آرامش :
1- نگاه كردن به عقب و تشكر ازخدا
2- نگاه كردن به جلو و اعتماد به خدا
3- نگاه كردن به اطراف و خدمت به خدا
4- نگاه كردن به درون و پیدا كردن خدا

تاریخ ارسال : دوشنبه 20 مرداد 1393 02:07 ق.ظ
سلام و خدا قوت .
تاریخ ارسال : یکشنبه 19 مرداد 1393 08:20 ق.ظ
گفتم دعا چیست ؟ گفتند :طلب نیاز از بی نیاز ،گفتم التماس دعا چیست گفتند:خوبان را در درگاه خدا واسطه قرار دادن ، پس ای خوب : التماس دعا
تاریخ ارسال : یکشنبه 19 مرداد 1393 03:21 ق.ظ
گاهی وقتها ... باید خودت را ... به خدا بسپاری ...

البته ... همیشه همینطور است ...

اما گاهی دلت هم ... بی صبرانه میخواهد که همینطور باشد !

آنوقت ... بی خبر از خبرهای دور و برت ... خوشبخت ترین انسان میشوی ...

دلت میخواهد ... هوایت را داشته باشد و بهترینها را ... برایت بخواهد

انگار ... همه دنیا ... با توست !

تو ... فقط باید ... آرزو کنی .

سلااااام لحظاتتون خدایی
و
روزتان سرشارازآرامش

تاریخ ارسال : جمعه 17 مرداد 1393 01:33 ق.ظ
سلام و خسته نباشید
كم پیدایید؟
هرجا باشید انشااله شاد و سلامت در پناه حق
تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 مرداد 1393 11:05 ب.ظ
این زندگی گذراست…
نه غمش پایدارست
و نه خوشی اش.
به کوله بارت نگاه کن، که چگونه پرش کرده ای.
آرزویی بکن …
گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه …
آرزویی بکن …
شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد !


تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 مرداد 1393 07:04 ب.ظ
مرحوم حاج اسماعیل دولابی

هــر زمــانی که در بنــد محبـت کسی یا چیــزی گــرفتار شدیم به خود بگــوییم بهــتر از این هم هست این کــار را آنقــدر ادامه دهیم تا از خــدا ســر در بیاوریم.

سلام
تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 مرداد 1393 06:42 ب.ظ
ابری رسید ، و ما دیده فرو بستیم .

ظلمت شکافت ، زهره را دیدیم و به ستیغ برآمدیم .

آذرخشی فرود آمد و ما را در نیایش فرو دید .

لرزان ، گریستیم .

خندان ، گریستیم .

سیاهی رفت ،

سر به آبی آسمان سودیم ، در خور آسمان ها شدیم .

سایه را به دره رها کردیم

لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم .

سکوت ما به هم پیوست ، و ما ، " ما " شدیم .

تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید .

آفتاب از چهره ی ما ترسید .

دریافتیم ، و خنده زدیم .

نهفتیم و سوختیم .

هر چه به هم تر ، تنهاتر .

از ستیغ جدا شدیم :

من به خاک آمدم ، و بنده شدم .

تو بالا رفتی ، و خدا شدی .

" زنده یاد سهراب سپهری "

تاریخ ارسال : چهارشنبه 15 مرداد 1393 12:49 ق.ظ
سلام وخدا قوت . با پست آهای معلم بد به روزم .

تاریخ ارسال : سه شنبه 14 مرداد 1393 09:53 ب.ظ
سلام بانوی فیروزه ای
با تاخیر عیدتون مبارک

مشتاق دیدار
زنده باشید




سلام دوست ناشناسم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : سه شنبه 14 مرداد 1393 06:22 ب.ظ
ܓ♥●•٠·˙ ܓ♥●•٠·ܓ♥●•٠·˙ ܓ♥●•٠·˙ ܓ♥●•٠·˙

سلام : لحظاتتان شاد و ایام به کام .

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان میخندیم

چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ میکنیم

چه ارزان به اخمی میفروشیم لذت باهم بودن را

چه زوددیر میشودونمیدانیم که فردامیاید وشاید ما نباشیم..



ܓ♥●•٠·˙ ܓ♥●•٠·ܓ♥●•٠·˙ ܓ♥●•٠·˙ ܓ♥●•٠·˙

تاریخ ارسال : سه شنبه 14 مرداد 1393 10:35 ق.ظ
•٠•●! ❤ !●•٠•
تنهایی ریشه تمامی گناهان و درد هاست ؛
چوپان را "تنهایی"دروغگو کرد ...
•٠•●! ❤ !●•٠•
زندگی تان سرشار یاد خداوند باد.
•٠•●! ❤ !●•٠•
تاریخ ارسال : دوشنبه 13 مرداد 1393 11:29 ق.ظ
دست به دامان خدا که میشوم ،
چیزی آهسته درونم میگوید :
نترس از باختن ، تا ساختن دوباره فاصله ای نیست . . .

تاریخ ارسال : دوشنبه 13 مرداد 1393 10:12 ق.ظ
مهربانی ساده است، ساده تر از آنچه فکرش را بکنی ؛
کافی است به خودت ایمان داشته باشی و به معجزه مهر ...

کافی است به دستهایت فرمان دهی تا به جای تنبیه ،
آرام بر سر کودک سرکش کشیده شوند و موهایش را قلقلک دهند ...

کافی است به چشم هایت بیاموزی که چشم آیینه روح است ،
و عشق و مهربانی را می توان با نگاه در تمام عالم پراکند ...

کافی است به دلت یادآوری کنی همیشه دل هایی هستند
که درد امانشان را بریده و احتیاج به همدلی دارند ...

کافی است به گوشهایت یاد دهی که می توانند سنگ صبور باشند ،
حتی اگر صبوری سنگین شان کند ...

کافی است یاد بگیری انسان بودن فقط زنده بودن نیست ؛
باید زندگی کرد ،

و زندگی چیزی جز مهربانی و عشق ورزیدن به آفریده های خداوند نیست ...
تاریخ ارسال : دوشنبه 13 مرداد 1393 02:03 ق.ظ
از آدم هــآ بگــذر !

دلـَـت را گنده تــَر کن

نـ ـآراحتِ این نبـ ـاش

که چـ ـرا جاده ی رفاقــَـت با تـ ـو همیشه یکــ طرفه استــ . . .

مهــم نیست اگر همیشه یک طرفــه ای . . .

شــآد باش کــه چیزی کم نگذاشتـه ای...
تاریخ ارسال : یکشنبه 12 مرداد 1393 06:35 ق.ظ
سلام
تاریخ ارسال : شنبه 11 مرداد 1393 10:14 ب.ظ
سلام ممنون

اپمممممممممممممممم
تاریخ ارسال : شنبه 11 مرداد 1393 04:35 ب.ظ
سلام ،خدا قوت
آپم ،دست خط دانش آموز کلاس اول ابتدایی

تاریخ ارسال : شنبه 11 مرداد 1393 10:52 ق.ظ
خوش به حال اونهایی که :

"خوب" بودنشون ، جلوی "عالی" شدن اونها رو نگرفته ...

السابقون السابقون ...

سلام و خداقوت دوست عزیز

آپم ...
تاریخ ارسال : پنجشنبه 9 مرداد 1393 03:29 ب.ظ
˙·٠•♥•٠·˙ صحــــ♥ـــــیفه نور ˙·٠•♥•٠·˙


حسین پناهی :

پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی خواهید ؟

پنچ تا ، صد تومن ،

آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم ،

نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو


˙·٠•♥•٠·˙ صحــــ♥ـــــیفه نور ˙·٠•♥•٠·˙


سلام بر معصومه همیشه همراهم
از اینکه همیشه دارمت ممنونم
به واتس خوش آمدی جیگرم
تاریخ ارسال : پنجشنبه 9 مرداد 1393 10:23 ق.ظ
تنها چیزی که فروغش به خاموشی نمی گراید ،
خاطرات پاک به یاد هم بودن است .......
تاریخ ارسال : چهارشنبه 8 مرداد 1393 02:43 ب.ظ





عید مبارک





ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30