تبلیغات
لحظه های فیروزه ای

حجم دلتنگی


لهجه ی بارانی چشم هایت  ترانه می سراید

و من ابری تر از همیشه در قاب تیرگی هایم پنهان...

و خیالت چه محجوب حوالی واژه هایی قدم می زند

 که نه شعر می شوند و نه تا رسیدن به  آخرین سطر نبودنت تاب می آورند

هوای دوباره دیدنت قند در دلم آب می کند

می بینی! حجم دلتنگی هایم از سقف آسمان هم گذشته...

"معصومه یغما"

تاریخ ارسال : سه شنبه 17 تیر 1393 08:54 ق.ظ | نویسنده : •*لبخند بهـــــــــار*•

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 18 مرداد 1393 11:41 ب.ظ
سلام

در حضری یا سفری به سلامت باشی
زندگیت بی بلا و مانند سرو آزاد و همیشه سبز باشد.
در سایه حق بمانی
تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 تیر 1393 01:22 ق.ظ
در تمام رنجهایی که می بریم .صبر اوج احترام به حکمت خداوند است .

خدا را دوست بدارید حداقلش این است که کسی را دوست دارید که روزی به او برسید .

در بدترین روزها امیداور باش ،زیرا زیباترین بارانها از سیاه ترین ابرهاست .
دراین شبهای قدربه قدرسرسوزنی التماس دعا
تاریخ ارسال : یکشنبه 22 تیر 1393 12:44 ب.ظ
سلام آبجی جونم عااااااااااااااااالی بود واقعا تبریک میگم به ذوق و شوق هنریتون عالی عالی بود
حالا مهر تابان بره لشکر کشی همین شعرای قشنگ شما بسشه

سلام سمیه جونم
نمی دونم چطور شده که من همش در وصف مهرتابان می نویسم این روزها

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : یکشنبه 22 تیر 1393 09:29 ق.ظ
سلام استاد همصدای گرانقدر قبول باشه

ای بابا من واسه چند تا موردباشم ؟؟؟
1- میبینم که خییییییلی دیر به دیر بهم سر می زنید و برام سوال بود، نگوو باز این بلاگفا شیطونی میکنه خوب با روش دیگه خبرم می دادین تا کامنت بارونش می کردم تا منو پیش شما و هر چه بلاگ روسیاه نکنه از این به بعد میدونم با چه روش هایی خلع سلاحش کنم .
2-اینکه می فرماینن کتابهای شما ،آره یه روز تاریخی دستم رسید که برام خاطره انگیز شده بود دیر رسید ولی به یاد ماندنی بود من بخشهایی از آنهارو مطالعه کرده ودرحال مطالعه هستم و برنامه ای که قرار بود انجام بدم درحال انجام هستم و با توجه به مشغله های فراوانم بویژه قبل ماه رمضان و بعد ماه رمضانم که در وبم گزارش آن را آوردم ولی بازهم خستگی ناپذیر انجام می دهم و چشم مواردی که فرمودین رو بیشتر دقت میکنم.
3- در مورد اینکه وب من با توجه به رشته ام هست و سعادت ندارم اون مهم اتفاق بیافتد خوب از چند جهت حق باشماس اول همون بلاگفا بلا زده که اول اسمش بسش، در مورد اینکه رشته ام ادبیات نیست خوب شانسم تازه فکر کنیدچقدر من علاقه دارم ،خوب دیدم آبجی معصوم و شما دیر به دیر درس می دید گفتم این پیشنهادرو بدهم بشه جبران زحمتای شما و تنها کار ممکن که از دستم ساخته بود همین بود.
بازهم یه دنیا ممنون هرجور شما راحتین ایرانی و ازنوع مدیران فرزامش هرجا مطلب علمی پیدا کنه و اونم از نوع فرمایشات استاد همصدام باشه حتماً وقت میذاره .
موفق وسالم باشید و التماس دعا
تاریخ ارسال : شنبه 21 تیر 1393 04:37 ب.ظ
عشق وقتی داخل قلبی اقامت میکند
چشمها دیگر به اشک و گریه عادت میکند

حاجت عاشق، وصال است و برایش روز و شب
می نشیند با خدای خود عبادت میکند

با وضو می خوابد و در خواب زائر می شود
صورت معشوقه را هر شب زیارت می کند

دلبرم تاجر شده! دل می خرد با یک نگاه
در خیابان می رود ؛ راحت تجارت می کند

آن درخت بید هم وقتی که او رد می شود
تا کمر خم می شود ، بر او ارادت می کند...

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : شنبه 21 تیر 1393 01:01 ب.ظ
سلام خواهر جان مهر تابان امان نامه داده نظر شما چیه بهش رحم کنیم یا ادامه بدیم تا دیگه نتونه فرهنگ سازی رو به سخره بگیره

عمراااااااااااااااا

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 11:53 ب.ظ
سلام وعرض ادب باتشکرازهمکاران فرهیخته لحظه و مدیر فرزام که شیفته ادبیات هستند مدیر گرامی نمی دانم چرا نظراتم در وب شما بهت نمی رسه درست شبیه کتابهایی است که برات فرستادم شاید زمان میلاد همه راستی اون کتاب تالیف خودم که در دست شماست 15 صفحه آخر به توضیحات ارایه ادبی پرداخت شد که نگاه کردن به آن خالی از لطف نیست در آغاز هم اشعار مولانا وشاعرانه برجسته تحلیل شده است البته در سطح داوطلبان کنکور برای کامنتی که فرمودی من فکر می کنم مطالب وبت زیباست چون مناسب رشته شماست اگر صلاح می داند من در وبلاگ ادبی تحلیل کنم قول میدهم بیشتر بنویسم عاشقانه و عارفانه تحلیل کنم بدرود

درود بر همصدای گرامی
خیلی ها شیفته ی تحلیل های زیبای شما هستند
امیدوارم هر چه زودتر کلاس درس شما اینجا یا وب مدیران فرزام برقرار بشه
موفق و پیروز باشید

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 06:34 ب.ظ
سلام خواهر جونی خوبی؟
انگاری مهرتابان از خودش بیانیه داده وب آبجی زهرا باید بریم ببینیم چه خبره

ای واااااااای
پس باید یه فکر اساسی کنیم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 01:05 ب.ظ
خدایا...

اوج خوشبختی من پیدا کردن " تو "

از میان این همه ضمیر بود...!

-------------------------------------

سلام عزیزم

من دیشب متن زیبای انشا شما خوندم و لذت بردم نظر نشد که بدم امروز هرکاری کردم اصلا نتونستم وارد این پست بشم به هر حال عرض ادب خواستم کنم...

زیبا و بود دلنشین

موفق و سلامت باشید.



سلام مرضیه جان
رمزو برداشتم، خیلی ها با مشکل مواجه شدن
ممنونم عزیزمهربونم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:45 ب.ظ
اوج خوشبختی است

وقتی کسی باشد که تو را....

آنگونه دوست داشته باشد که دلت میخواهد.





سلام رمز پست بالا رو میدی

زهرا جان، حالا بدون رمزه
بیا و بخونش

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:02 ب.ظ
متن ادبیت هم مثل همیشه زیبا بود و البته کمی ثقیل
سعی کن زیر فوق لیسانس بنویسی تا درکش اسون باشه



اخه همه مردم ادبیات فارسی نخوندن

عزیزم، اینا فقط حرف دله
حرف دل به دل میشینه
خودت می دونی که از ادبیات چیزی نمی دونم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 11:58 ق.ظ
سلام و خدا قوت خدمت خواهری گل
طاعات و عباداتت قبول حق
امیدوارم در مهمونی پروردگار متعال با دست پر بر گردی و برای ما هم هدیه دعای خیر مستجاب شده به ارمغان بیاری

چند روزی نبودم خواهر
یه دختر عمه دارم تصادف کرده بود در گیر بیمارستان و پذیرایی از ملاقات کنندگان اون بنده خدا بودیم
خدا رو شکر قضا رفع شد و به خونه خودش بر گشت و سر من هم کمی خلوت شده

رمز پست بالا یه بار دیگه برام بزار
اونی که نوشتی به فارسی بزنم یا انگلیسی؟



سلام عزیزم
دیگه رمز نداره خواهری جونم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 10:06 ق.ظ
سلام خواهری جونم صبح عالی متعالی
قبول باشه؛ خسته نباشیددددد
خواهری خوشحالم از حضور همصدای گرامی و شروع تحلیل شعرهای شما.گفته بودم شروع کن خواهری میگی شعرم نمیادچیششش.

استاد همصدا با عرض سلام و ادب و قبولی طاعات و عبادات ، عجیب دلتنگ شعرهای آبجی و تحلیل ارزشمند شما بودم .
از این که وقت گرانقدر خود رو گذاشتید یه دنیا ممنون .فکر کن من از شعر هیچی نمیدونم اینقدر دلتنگش میشم اگر یه ذره میدونستم ، نمی دونستم باید جکار می کردم.
خواهری می خواستم با اجازه شما از استاد همصدا خواهش کنم اگر وقت و شرایط مختلف ایشان، اقتضاء می کند و نیز بلاگفا منو شرمنده نمیکنه من پست ثابت وبلاگم رو به بیان حکایات ادبی و تحلیل شعر و موضوعات مختلف برای استادم اختصاص می دهم و تازمانی که ایشان تمایل و وقت داشتند از هرجایی که خود صلاح میدونند شروع کنند و هر زمان به هردلیلی نتونستند ادامه دهند آن پست رو از ثابت بودن در می آورم. و دوستان هم اگر نظری دارند نظرات سازنده خود را بیان نمایند.میدونی خواهری شاید این راهی باشه من یه کوچولو با ادبیات آشنا بشم و معنی شعرهای منختلف شعرای به نام کشورم و تحلیلشونو درک کنم و شاید حال و هوای کلاسهای ادبیات و شعر و ادب مقاطع مختلف تحصیلی ام به من برگردد و نیز اندکی از این دلتنگی و تشنگی ام نسبت به شعر و ادبیات در بنده مرتفع گردد.
قبلاً پیشنهادم این بود ایشان با توجه به موضوعات مدیریتی که ارئه می دهم از بعد ادبیات به ان بپردازد که هم بلاگفا و شاید دالایل دیگر این سعادت رو ازمن گرفت.
من تموم اختیارآن پست را که شامل چه مواردی باشد ،چطور طراحی شود را به استادم واگذار میکنم .فقط کار من انجام آن مواردی باشد که ایشان امر می فرمایند واگر هم برای ایشان زحمت هست بازم درکشون میکنم و به خواندن تحلیل شعرهای شما بسنده میکنم.
بازم ممنون آبجی معصوم و تشکر استاد همصدای بزرگوار.
التماس دعا

سلام خواهری
خوش اومدی عزیزم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 01:20 ق.ظ
سلام معصومه جونم
عالی بود

دل نوشته های بچه های دبیرستانی معرکه اس.
حرف نداره


سلام عزیزم
لطف داری قربونت برم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 01:08 ق.ظ
تابستون یا زمستون فرقی نداره خواهر
در هر صورت ما معلمین همیشه از سمت شما "م ع ا و ن ی ن" مورد ظلم واقع شدیم.
مثال:
همین الان رفتم وب معاون سمیه و افسر فرزام دیدم چه نقشه های شومی برامون کشیدید....
وای اگه سازش بفهمههههههههههههههههه باید قبل از جنگ کلی باهاشون صحبت کنم که با شما با سازش برخورد کنند نه مثل خودتون با مسلسل و تفنگ


پاسخ در مهرتابان

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:55 ق.ظ
سلام معاون عزیزم
مریم جان با میل خودش راه درست رو انتخاب کرد."س ا ز ش" معتقده انسان آزاده تا راهش رو خودش انتخاب کنه ، ما هیچ دخالتی در تصمیم گیری مریم جان نداشتیم و گذاشتیم خودش تصمیم بگیره ؛ اما مثل اینکه روش شما روش شستشوی مغزهاست
حتما از پرسیل هم برای شستشوی مغزها استفاده می کنید...
شستشو یعنی پرسیل خخخخخخ



ای وای من

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:35 ق.ظ
به قول خودم "فوق العاده"

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:34 ق.ظ
سلاااااااااااااااام خواهر جووووووونم
مثل روز برام روشن بود اهل سازش نیستید.
معاون و سازش؟!!! اصلا با هم جور در نمیاد!

معاون مریم همون روز اول پاشو کشید کنار و در یک پیام کاملا سری و محرمانه بهم اعلام کرد که شدیدا طرفدار ماست، ولی به دلایلی که خودش می دونه نمیخاد به صورت علنی طرفداریش رو اعلام کنه.

***
معاون مریم! یه دونه ای به خدا...
دمت گرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم

پاسخ همونجا که قبلا گفتم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:29 ق.ظ
لطف داری شما
شما عزیزتری واسه ما

ممنونم عزیزم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:28 ق.ظ
مرسی.منم امتحان میکنم شاید باز شد!
زنده باشی دوست خوبم.
حالا که خودتون حقیقت و راز پنهان رو گفتید دیگه از سمت خانم مارپلی استعفا میدم!

شب خوش و التماس دعا

شاد باشی الهام نازنینم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:23 ق.ظ
خیلی قشنگ بود ابجی رم خبر کنین بیاد بخونه
ممنون که رمزشو به منم دادین

حتما عزیزم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:19 ق.ظ
آخه کنجکاو شدم!
میشه مرغ و جوجه توی دلم بدونم اون تو چه خبره!!!!
عجیبه اصلا تایپ نمیشه وقتی توی کادر میخوام بنویسم!
شاید بلاگفا با میهن بلاگ در گیر باشن!

هر کدومشون یه جوری اذیت می کنن
بلاگفا یه جور
اینم یه جور دیگه

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:16 ق.ظ
واقعا انشا دبیرستانتون بود خانم یغما؟؟؟؟
باورکردنی نیس
محشر بود
ابجی ازتون زیاد تعریف کرده بود ولی فک نمیکردم به این زیبایی باشه

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : جمعه 20 تیر 1393 12:13 ق.ظ
سلام دوست خوبم.متاسفانه توی کادر اصلا نمیشه رمز رو بنویسم.نمیدونم چرا؟حروف توی کادر نوشته نمیشه!

دیگه رمزشو برداشتم عزیزم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : پنجشنبه 19 تیر 1393 11:42 ب.ظ
سلام وعرض ادب عبادت قبول از آنجایی همکار محترم دوست دارند ناشعر لهجه شرح بشه من فقط یک بیت را شرح می کنم بقیه را به خانم مدیر واگذار می کنم . ترکیب ز یبای لهجه باران وباران چشم ترانه سرودن چشم در کنار ابری بو دن دل شاعر نشانه چیست چرا باران تیرگی دل شاعر غبار گرفته از غم را پاک نمی کند مگر باران نماد صافی و زلالی نیست شعر داروک نیما ثابت میکنه پس چرا به وظیفه اش عمل نمی کند یک علت ادبی دارد شرحش به چند ساعت کلاس ضمن خدمت نیاز دارد اگر دوستان علتش را بیان نکنند شاید ما دوباره برگشتم بدرود

درود همصدای عزیز
خوش آمدید
بی صبرانه منتظرم تا نظر ارزشمندتون رو بدونم
برقرار باشید

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : پنجشنبه 19 تیر 1393 10:51 ب.ظ
سلام آبجی جون ممنون عزیزم شما خوبی خواهری طاعات و عباداتتون قبول حق
آبجی جون منم باهاتون موافقم تجهیزاتم داریم خانمی؛ آبجی زهرا برامون جور کرده خودش میدونه پرچمو زود بالا آورده اشکال نداره داره جبران میکنه. میزبانی رو خودش داره منم برا جنگ آماده ام هر وقت آماده بودی بگو تا حمله رو شروع کنیم

آفرین، آفرین
این درسته

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : پنجشنبه 19 تیر 1393 06:53 ب.ظ
آدمیان جاودان می‌شدند...
اگر در می‌یافتند که از یک آغازند؛
و به یک پایان خواهند رفت...
که در عبور از این یگانه راه...
یکدگر را ببینند و ویران نکنند!
که به هم عشق هدیه دهند!
آن‌گاه زمین سپید می‌گشت...
از رنگ صلح...
و آبی آسمان درخششی بس
عظیم می‌یافت...
آه!
آدمیان جاوید می‌شدند،
اگر در می‌یافتند...
تاریخ ارسال : پنجشنبه 19 تیر 1393 06:50 ب.ظ
سلام خواهری خوبی نازنینم

طاعات قبووووووول ، همه خوبین
خوب خواهری شعرت اومد نمخواهی منو خبر کنی تا استاد همصدارو خبر کنم .
ای بابا خوب موضوع اون دلتنگی و منم دلتنگ شعرهای آبجی معصومم بودم

قربونت برم التماس دعا

بیا آبجی سمیه نمیتونه از موضع مهااااونتش دست بکشه .بیا ریش سفیدی کن .مارو باش به کی میگیم واسطه شه

سلام آبجی
میام وبت اونجا برات می نویسم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : پنجشنبه 19 تیر 1393 06:11 ب.ظ
سلاام عصرتون بخیر
با ارزوی قبولی طاعات وبادات شما براتون بهترینها رو ارزومندم

یاحق معلم روستا

درود بر شما
سپاسگزارم

•*لبخند بهـــــــــار*•

تاریخ ارسال : پنجشنبه 19 تیر 1393 01:49 ب.ظ
نازنین
داس بی دسته ما
سالها خوشه نارسته بذری را برمی‌چیند
كه به دست پدران ما بر خاك نریخت
كودكان فردا
خرمن كشته امروز تو را می‌جویند
خواب و خاموشی امروز تو را
در حضور تاریخ
در نگاه فردا
هیچكس بر تو نخواهد بخشید
باز هم منتظری؟
هیچكس بر در این خانه نخواهد كوبید
و نمی‌گوید برخیز
كه صبح است،
بهار آمده است
تو بهاری
آری
خویش را باور كن
*********
سلام
وقت شما بخیر
بابت تاخیر ازتون معذرت میخوام
درود بر شما
خوش آمدید

•*لبخند بهـــــــــار*•

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30